Error
  • JUser: :_بارگذاری :نمیتوان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 42

متن سخنرانی دکتور نصیر احمد نور سفیر افغانستان در تهران در هفتمین همایش قند پارسی

  • Saturday, حوت 17 1392
  • نوشته‌شده توسط 
  • اندازه فونت کاهش انداره فونت افزايش اندازه فونت

دکتور نصیر احمد نور، سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در تهران در روز سه شنبه مورخ 13 حوت 1392 در هفتمین همایش قند پارسی شرکت و سخنرانی فرمودند. متن زیر از روی نوارضبط شده از سخنرانی موصوف تهیه شده است.

بنام ایزد دانا و توانا، بنام خدایی که نخستین پیامش به پیامبر خاتمش پیام خواندن و نوشتن بود، پیام کتاب و قلم، پیام آموختن و اندیشیدن!

اظهار سپاس و قدر دانی میکنم از دست اندرکاران خانه ادبیات افغانستان و هفتمین جشنواره قند پارسی که این محفل با شکوه را برگزار کرده اند و در خدمت به این فرهنگ بزرگ و انسان شمول، پا به دهه دوم عمر خود گذاشته اند.

افتخار دارم که در جمع این همه بزرگان، فرهنگیان، دانشمندان و اندیشمندان و نویسندگان ودانشجویان عزیز پسر و دختر قرار دارم. بدون شک که سخن گفتن در محضر چنین جمعی کار ساده ای نیست و آن هم توسط بنده که نه نویسنده هستم ونه هم سخنران.

موضوع جشنواره سه موضوع بسیار مهم است؛ جایگاه فرهنگی تمدنی غزنی، قند پارسی و گرامیداشت، از جناب استاد واصف باختری.

هر سه موضوع یکی با دیگری پیوند ناگسستنی دارد. غزنی که خاستگاه فرهنگ و تمدن باشکوهی است که در چهار سوی آن انتشار یافت، با خود آموزه های دین مبین اسلام را به هر کجا برد و همچنان فرهنگ جاودانه و بی نظیر خود را در قالب قند پارسی در چهار گوشه دنیا آن روز بجا گذاشت. بخصوص در شبه قاره هند.

غزنویان که هم اسلام را در شبه قاره هند انتشار دادند و روان خدا جویان و معنویت پویان را آرام ساختند و هم قند پارسی را به آنجا بردند تا کام فرهنگ دوستان را شیرین سازند.

همچنین جناب استاد واصف باختری که پاسدار قند پارسی است و ادامه همان مشاهیری هستندکه غزنی و ما بعد غزنی و ماقبل غزنی از سامانیان تا به عصر امروز ما بجا گذاشته اند از رودکی تا فردوسی و سنایی و عطار و سعدی و حافظ و مولوی و غیره.

فرهنگ  مسئله با ارزشی است که هیچ عرصه دیگری را یارای برابری با آن نخواهد بود. هرکس می تواند سیاست مدار شود ولی هر کس نمی تواند فرهنگی شود، هرکس میتواند مدیر و وزیر شود ولی هرکس نمی تواند فرهنگی شود و آن هم فرهنگی هدفمند و رسالت پیشه.

امروز دنیای بشریت به طور عموم و کشور عزیز ما بطور اخص با مشکلات عدیده ای مواجه هستند. در کشور ما در عرصه های مختلف مشکلات وجود دارد. در امنیت مشکل داریم در سیاست مشکل داریم در توسعه مشکل داریم در آموزش و پرورش مشکل داریم در مسئله صلح وآشتی مشکل داریم  گرچند بی انصافی است اگر نگوییم که در 12 سال اخیر دستاوردهای بسیار بی نظیر هم در عرصه های مختلف داریم. مشکل مشکلات ما شاید مشکل فرهنگی باشد اگر ما مشکل فرهنگی نمی داشتیم شاید مشکلات دیگری نمی بود واگر می بود راه حل می پیمود و تا این دم به سر منزل مقصود می رسید.

امروز ما مشکل امنیتی داریم و در این راه صدها هزار نیروی داخلی را آموزش داده ایم و ده ها هزار نیروی خارجی هم ده دوازده سال است که در کشور ما بوده اند ولی نتیجه نتیجه مطلوب نیست. فکر میکنم مشکل در اینجاست که ما بجای لشکر نظامی امنیتی به لشکر فرهنگی نیاز داریم مشکل ما جهل فرهنگی است. آنانی که با سوء نیت علیه کشور ما دسیسه میریزند و توطئه می کنند وبه زعم خام خود که گویا افغانستان را لگد مال می کنند و در آنسوی افغانستان دست به تشکیل امپراطوری میزنند از بی خبری ما از خوش باوری ما از نیازمندی ما از شرایط هجرت و جهاد ما سوء استفاده می کنند وبزرگترین ابزاری که فرصت این سوء استفاده را فراهم می سازد جهل فرهنگی است. بنابراین اگر ما میخواهیم در کشور ما امنیت بیایید، اگر می خواهیم در کشور فساد نباشد اگر ما میخواهیم در کشور ما شایسته سالاری باشد اگر ما میخواهیم در کشور ما آشتی و مصالحه و مهر ومحبت بوده باشد باید دست به دامان فرهنگ و فرهنگیان شویم. ما به فرماندهان فرهنگی ضرورت داریم تا لشکر فرهنگی را علیه جهل و فقر و افراط وتحجر وتعصب بسیج کنند. اگر ما با این لشکر آن لشکر سیاه را شکست دهیم کشور خود را امن ساخته ایم ومنطقه را هم از خطرات آن نجات داده ایم  ورنه اگر تنها وتنها اتکای ما بر ابزار نظامی وتجهیزات نظامی بوده باشد اگر شما امروز یک صد انتحاری را از پا درآورید مادامی که کارخانجات تولید انتحار وانفجار بطور بیست و چهار ساعته فعال است برای شما فردای آنروز ده چند آن تولید انتحار وانفجار را وارد صحنه می کنند و باز هم از کودکان وزنان و جوانان و پیرمردان و دستاورد هایی که ما در عرصه بازسازی داریم قربانی میگیرند.

بسیار خوب است اگر فرهنگیان ما ارزش والای خود را درک کنند که اینها بالاتر از همه هستند و بهتر از همه. در صورتی که رسالتشان رسالت باورمندانه بوده باشد رسالت انسان شمول رسالت وارسته از تنگناهای جغرافیای تباری وسیاسی و پیوسته با پهنای حوزه فرهنگی تمدنی.

فرهنگیان رسالت پیشه ما این مکلفیت را دارند که به کارزار تعصب و تحجر بروند تعصب را نمی شود با تعصب از میان برد تحجر را نمی شود با تحجر از میان برد. تنگ نظری را نمی شود با تنگ نظری از میان برد. ما به فرهنگیانی نیاز داریم که مهر گستر باشند، پیوند دهنده باشند، سیاست زده و ابزار سیاست بازیها  نباشند. چنین فرهنگیانی می توانند درمان بیماریهای متعدد امروز و فردای ما بوده باشند.

 شرایطی را که تکنولوژی امروز، فضای مجازی امروز ایجاد کرده یک فرصت طلایی است برای فرهنگیان رسالت مند و هدف مند که در هر گوشه وکنار دنیا باشند با هم در ارتباط باشند وایده ها و مفکوره ها را مبادله کنند و مشترکا به درمان دردها توجه بفرمایند.

 فرهنگیان با سیاست مداران کاملا فرق دارند. سیاست وسیاست بازی یک روش تنگ نظرانه وفرصت طلبانه و روش همان لحظه است و هدف همان لحظه. اما فرهنگی و فرهنگیان باید اهدافشان انسانی، جهان شمول، کشور شمول ومنطقه شمول بوده باشد تا واقعا فرهنگی باشند و واقعا به نوع انسان خدمت کرده باشند. در طول تاریخ تعصب هیچ وقت راه بجای نبرده است هر جا که تعصب بوده در آنجا مشکلات بوده وتعصب گرایان در نهایت قبر خود را کنده اند ولی به مردم روزگاران خود و آیندگان مشکلاتی را آفریده اند.

 هر جا که مدارا است هر جا که آزاد اندیشی است هر جا که مهر و محبت است هر جا که هم دیگر پذیری است در آنجا پیشرفت است در آنجا نیرومندی است ولی هر جا که تعصب است و کوته بینی در آنجا ضعف است عقب ماندگی است و پایانش نابودی.

 نمونه های بسیاری را ما در تاریخ داریم. همین، پیشتر که سخنران عزیز ما یا در پیام جناب وزیر محترم اطلاعات و فرهنگ افغانستان اشاره شد و سخن از دو امپراطوری ،امپراطوری عثمانی و امپراطوری بزرگ مغول در شبه قاره هند اشاره کردند. موسس امپراطوری مغول بابر بود. بابر شاه با کتابی که با عنوان بابر نامه گذاشت ودر آنجا راه و روش سیاسی و دولت داری خود را به بازماندگان خود توصیه کرد، بزرگترین چیزی که توصیه کرد گفت: زنهار که شکار تعصب شوید. زنهار که جانب این گروه وآن گروه را بگیرید. تا زمانی که بازماندگان آن که در راس اکبر شاه بود به این توصیه عمل کردند دولت نیرومندی که در طول تاریخ اسلامی شبه قاره نظیر نداشت، بر پا آمد وهر روز در پیشرفت بود اما زمانی که نواده اکبر شاه یعنی نسل سوم بعد ازاکبرشاه اورنگ زیب باز راه تعصب وکوته نظری را در پیش گرفت و بجای آنکه در فکر انتشار دعوت و فرهنگ بوده باشد به فکر جمع آوری جزیه شد، دولت و امپراطوری راه ضعف و زوال را در پیش گرفت  وبقیه قصه را همگی میدانیم.

 تشکر میکنم از حوصله شما وتوجه شما و معذرت میخواهم اگر وقت بیشتری را گرفته باشم

دفعات مطالعه 2462 مورد
امتياز اين آيتم
(2 راي)
منتشرشده در سفارت

نظرتان را بنويسيد

کامل‌کردن فيلدهاي علامت‌دار شده با (*) ضروري است. کد HTML قابل پذيرش نيست.

  • افغانستان
  • قوانین افغانستان

سؤالات متداول

برای دریافت پاسپورت چه مدارکی لازم است؟

تمامی اتباع افغانستان مطابق قوانین ملی از جمله قانون پاسپورت مستحق دریافت پاسپورت برای مسافرت به

ادامه...

پروسه ثبت شرکتهای خارجی در افغانستان چگونه است؟

اتباع کشورهای خارجی که علاقمند به سرمایه گذاری و ثبت شرکت خدماتی و یا تجارتی و یا هم باز نمودن

ادامه...

چگونه می توان نکاحنامه دریافت کرد؟

مدارک مورد نیاز جهت صدور نکاح خط:

 

ادامه...

چرا به سوالات طرح شده پاسخ داده نمیشود؟

آن دسته از بازدیدکنندگان سایت که تمایل دارند پاسخ سوالاتشان را دریافت نمایند میتوانند به قسمت تماس

ادامه...

روال تأیید اسناد و مدارک تحصیلی چگونه است؟

مدارک و  اسناد تحصیلی که ممهور به مهر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان و یا جمهوری اسلامی

ادامه...

برای دریافت ویزه افغانستان چه باید کرد؟

متقاضیان ویزه جمهوری اسلامی افغانستان میتوانند جهت دریافت فورم و طی مراحل درخواست ویزه از شنبه الی

ادامه...

حاضرین در سایت

ما 44 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

نشانی

تهران - عباس آباد - خ پاکستان - نبش کوچه چهار پلاک 2    

 تلفن : 88737050 - 5040 8873             فکس: 88735600                  ایمیل: info(at)afghanembassy.ir

 

لینکهای مرتبط با ما