Error
  • JUser: :_بارگذاری :نمیتوان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 42

متن سخنرانی دکتور نصیر احمد نور، سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در تهران در همایش بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی پناهندگان در قم

  • Monday, جدی 30 1392
  • نوشته‌شده توسط 
  • اندازه فونت کاهش انداره فونت افزايش اندازه فونت

دوشنبه (16 جدی 1392 مطابق 6 جنوری 2014)

ملاحظه: این سخنرانی بدون کاغذ صورت گرفته و از نوار پیاده شده است

بنام پروردگار عالمیان، بخشاینده مهربان؛ به نام خدایی که بر بندگان خود تأکید میورزد تا به ذلت، ستم و استضعاف تن در ندهند و هر گاه مجبور و ناگزیر شدند، راه هجرت را در پیش گیرند.

اظهار امتنان و سپاس میکنم از برگزار کنندگان این همایش بسیار مهم. و بسیار شادمان و مفتخرم که در این جمع فرهیخته و اهل رای حضور دارم.

سپاس ویژه میکنم از سخنرانان قبل از خود و مطالب محبت آمیزی که در قبال افغانستان و مردم افغانستان بیان داشتند؛ به خصوص از حضرت حجت الاسلام ابراهیمی که واقعا بیش از هر کس دیگری و بهتر از هر کس دیگری در رابطه به افغانستان و مردم افغانستان و خوی و خاصیت مردم افغانستان آگاهی و معرفت دارند و ما را با بیانی شیوا بهرمند ساختند.

موضوع، موضوع هجرت است و امور اجتماعی و فرهنگی مهاجران

 هجرت در طول تاریخ بشری بوده و در آینده هم میباشد. هجرت منشأ تحولات بزرگ در ادوار مختلف تاریخ بوده و خواهد بود.

 هجرت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) به یثرب یا مدینه منوره، مجرای تاریخ را عوض کرد. به دنبال آن بود که اسلام قوام گرفت و راه انتشارش به چهارسوی دنیا باز شد.

امروز هم هجرت مردم افغانستان به کشورهای همسایه و به نقاط مختلف دنیا، منشأ تحولات بزرگ در سطح منطقه و بین الملل گردیده است. در اثر هجرت و جهاد مردم افغانستان، دنیا عوض شد؛ استراتژی دنیا، سیاست دنیا، اقتصاد دنیا و آن پیمانهایی که در گوشه و کنار دنیا ایجاد شده بودند، همه و همه عوض شدند، دگرگون شدند. قدرت بزرگی ناپدید شد و دولتهای متعددی روی کار آمدند.

این همه نتیجه چه بود؟ نتیجه هجرت مردم افغانستان بود. مردم افغانستان هجرت کردند که جهاد کنند و زمانی که جهاد کردند، نتیجه اش فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی موازنه را در سطح بین الملل و در سطح منطقه و در ابعاد مختلف تغییر داد.

هجرت با انگیزه ایمانی و مبارزاتی، به معنای ترک دیار خود و رو آوردن به دیار دیگری است. هجرت ناگزیری است و در اختیار و انتخاب و اراده کسی نیست. مردم ما هم در افغانستان مجبور شدند که هجرت کنند. کشورشان مورد اشغال قرار گرفت توسط ابرقدرتی که لرزه بر اندام ابرقدرتهای وقت می انداخت. آمریکا با همان قدرتش در خود این توانایی را نمی دید که به تنهایی در برابر شوروی ایستادگی کند. از همین رو در چهارسوی شوروی به تشکیل پیمانهای نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تبلیغاتی پرداخت تا خود و هم پیمانان خود را از شر شورویها، از شر توسعه طلبی شوروی نجات دهد.

کشور ما در اشغال چنین قدرتی قرار گرفت؛ قدرتی که از زمانی که امارت مسکو در قرون گذشته به عنوان یک قدرت تازه نفس اروپایی عرض اندام کرد و رو به توسعه طلبی گذاشت، هیچگاهی برای توسعه طلبی خود نقطه پایان نگذاشته بود. چه در دوران تزارها و چه هم در دوران بلشویک ها. هر جا و به هر کشوری که رفتند، ولو که با آنها اختلاف نژادی و فرهنگی و دینی و تباری داشتند، آنجا را بلعیدند و جزو کشور خویش ساختند و تازه پا به افغانستان گذاشته بودند تا افغانستان را هم به سرنوشت آن مناطق بلعیده شده قرار دهند و پس از افغانستان دنبال جاهای دیگری بروند.

کشور ما در معرض چنین اشغالی قرار گرفت و مردمش مجبور شدند که هجرت کنند. وآنگاه که مردم ما شامل صدها هزار پیر و جوان و زن و مرد راه هجرت در پیش گرفتند، نه پاسپورتی داشتند و نه ویزه ای.

تنها همسایگانی که ما در آن روزگار داشتیم ایران و پاکستان بود، و بسیار سپاسگزار هستیم که این دو همسایه دروازه های خود را به روی مردم ما بازگذاشتند؛ بدون پاسپورت و بدون ویزه. یعنی ورود مهاجرین ما ورود غیرمجاز بود؛ نظر به جبر شرایط.

وقتی که ما موضوع مهاجرین را مطرح میکنیم خواستم که این نقطة آغاز و عامل اصلی و اساسی را از نظر دور نداریم. اگر هجرت نمیبود ما این کتله میلیونی مهاجر نمیداشتیم و اگر مهاجر هم میداشتیم بشکل انفرادی و جماعت های خرد و کوچکی میبودند که می آمدند و میرفتند. این مردم مهاجر شدند تا جوانانشان بجنگند و جنگیدند، کشور خود  را ویران کردند، خانه و کاشانه خود را ده و دیار خود را، مدرسه و کارخانه خود را، کشاورزی خود را؛ همه را در جنگ تباه کردند ولی در مقابل متجاوز را در هم شکستند و همسایه ها را سالم نگهداشتند و کشورهای نوظهور را برایشان فرصت دادند تا به عنوان کشورهای مستقل در عرصه بین المللی عرض اندام کنند. قدرتهای بزرگ جهانی نفس راحت کشیدند و دیگر از آن بودجه های سرسام آور نظامی خبری نیست و به جای آن که در بخش نظامی مصرف کنند، حالا که شوروی نیست در بخشهای خدماتی، در بخشهای بهداشت و غیره و غیره به مصرف میرسانند.

بدون شک هجرت همانطور که عرض کردم امر مجبوریت است، اکراه است، اجبار است؛ چه فردی صورت بگیرد چه جمعی. امام بزرگ، امام راحل، امام خمینی هم مجبور به هجرت شدند. مجبور به هجرت اجباری شدند و یا به تعبیر سیاسی روز مجبور به تبعید شدند. ولی این هجرت و این تبعید هم در پایان منشأ تحول عظیم در ایران شد، تحول بنیادین که تأثیر خود را در سطح منطقه و جهان گذاشته و همچنان میگذارد.

ما از کشورهای همسایه خود که برادران ما هستند، سپاسگزاریم که دروازه های خود را به روی مهاجرین ما باز کردند و مهاجرین ما هم به هر جا که رفتند تا آنجا که توانستند تلاش کردند که با بازو و عرق ریزی خود زندگی کنند وبه خود متکی باشند. خوشبختانه امروز که من افتخار این را دارم که سفیر افغانستان در کشور بردار جمهوری اسلامی ایران باشم، در مدت یکسالی که در اینجا هستم در هر ملاقات با هر شخصیت، هر مقام، با هر برادر و خواهر ایرانی که مواجه شده ام، جز صفت و ستایش از افغان های مهاجر، آن گونه که حضرت حجت الاسلام ابراهیمی فرمودند، هیچ چیز دیگری نشنیده ام.

گمان میکنم، هر سازندگی و ساخت و ساز و عمرانی که در بیش از سه دهه اخیر، در ایران صورت گرفته است، با عرق کارگران زحمت کش افغانی عجین شده است. ما از گشودن دروازه ها و باز کردن آغوش ها به روی مهاجرین افغان سپاسگزاریم.

آمیزشی که طی این سه دهه مهاجرت بین مردم افغانستان و ایران به میان آمده، نسل های اول و دومی که در ایران به دنیا آمده اند، صدها هزار دانش آموز و هزاران دانشجویی که در ایران تعلیم و تحصیل میکنند، همه و همه یک تحول بسیار بسیار بزرگ برای دو کشور محسوب میشوند.

کشورهای افغانستان و ایران باهم مشترکات بسیار بسیار زیاد دارند و ستون مهم مشترکات این دو کشور و این دو ملت، مشترک دینی و مشترک  فرهنگی است.

 با این مهاجرت میلیونی و با این اقامت طولانی این مشترکات بیش از پیش تقویت میشوند. ما هم فرهنگ و هم زبان بودیم و هستیم ولی امروز دارد که هم لهجه هم میشویم. امروز وقتی با کسانی که در ایران به دنیا آمده اند و یا در ایران بزرگ شده اند، وقتی با ایشان صحبت کنی تا اینکه شناسنامه اش را نبینی باور نمیکنی که افغان باشد، چون همزبان بودیم و هستیم، هم قیافه بودیم و هستیم و حالا هم لهجه هم شده ایم.

خدمت شما قصه ای را بگویم که یکی از بانوانی که اینجا مهاجر شده و ده یا بیست سالی را در ایران گذرانده، پس از مدتها فرصتی یافته تا با خواهر خود در کابل تماس تلیفونی بگیرد. این بانو از این طرف از تهران میگوید که خواهر جان دستت درد نکند. خوب در افغانستان تعارف دستت درد نکند، مثل اینجا رایج نیست، خواهر دیگر در آن طرف خط از کابل گفته نه خواهر جان دستم درد نمیکند و فقط پایم کمی درد میکند.

با این مهاجرت ما بیش از پیش هم فرهنگ و هم زبان و  هم لهجه شده ایم و بیش از پیش هم دیگر را میشناسیم و خویشاوند هم شدیم.

من از صحبت های سخنرانان قبل از خود، از جناب آقای دکتر کاظمی، مدیر کل امور اتباع و مهاجرین خارجی، از جناب آقای دویل، نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در ایران، از جناب حجت الاسلام ابراهیمی، نماینده سابق مقام معظم رهبری در امور افغانستان، و از جناب آقای دکتر عمادی، مدیر کل امور دانشجویان غیر ایرانی در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، اظهار سپاس و امتنان مینمایم.

 من واقعا از صمیم قلب سپاسگزار هستم از خدماتی که دولت و ملت جمهوری اسلامی ایران به مهاجرین ما ارائه داده اند. از صمیم قلب سپاسگزار هستم از پشتیبانی و ایستادگی یی که دولت و ملت برادر جمهوری اسلامی ایران از جهاد و مقاومت ما کرده اند؛ با وجود دشواریهایی که چه در دوران جنگ تحمیلی داشتند و چه در دوران تحریم های ظالمانه بین المللی که تا هنوز هم ادامه دارد.

گمان میکنم که بزرگترین کمک برای مهاجرین بازکردن مدارس به روی دانش آموزان مهاجر و باز گذاشتن دانشگاه های ایران برای ورود دانشجویان مهاجر است. جناب آقای دویل بسیار بسیار به جا فرمودند که این بهترین هدیه است؛ هدیه ای که پس گرفتنی و گم شدنی نیست. این هدیه هدیه ای است دوامدار و ماندگار و یک صدقه جاریه است که از نسل امروز به نسلهای بعد انتقال می یابد. این جمع بزرگ حتما و حتما به کشور خود بازگشتی هستند؛ یا امروز یا فردا. وقتی که میروند با این حال و هوای ایرانی برمیگردند و پیوندهای دو ملت را که ریشه در تاریخ دو ملت دارد، بیش از پیش تقویت میبخشند.

همین اکنون هم کسانی که در ایران تحصیل کرده اند و برگشته اند، صدها و هزارانشان را در کابل میبینیم. ما همیش حرف از این میزنیم که چرا نخبه ها برنمیگردند؛ نه این طور نیست. هزاران نفر تحصیل کرده در ایران همین حالا در کابل و در سایر شهرهای افغانستان هستند. همین حالا در کابینه افغانستان چند وزیر داریم که در ایران تحصیل کرده اند. تقریبا در هیچ وزراتخانه ای نیست که یکی از مقامات ارشد آن تحصیل کرده ایران نباشد. همین طور در رده های پایین که بروید، شمار تحصیل کردگان در ایران به ده ها و صدها میرسد. ولی مهمتر از آن نهادهای مدنی است، جامعه مدنی است، بخش خصوصی است. افغانستان فعلا بخش خصوصی اش به مراتب پیش قدم است نسبت به بخشهای دولتی. بخشهای دولتی در مقایسه با بخشهای خصوصی هیچ کاره است. شما وقتی به آن نهادهای جامعه مدنی سر بزنید میبیند که تحصیل کرده های افغانی در ایران در آنجا از خود درخشش دارند، جایگاه دارند، خریدار دارند، موثریت دارند و کسانی که اینجا هستند و حالا میخواهند بروند، همینطور جایگاه را برای خود پیدا میکنند.

اگر کسی منتظر این باشد که دولت افغانستان برایش زنگ بزند که بیا این پست را بگیر، که تقریبا یک امر دور از انتظار است. ولی دروازه های افغانستان، دروازه های کار در افغانستان چه در بخش خصوصی و چه در نهادهای مدنی و همچنان در بخشهای دولتی که از مراجع مربوطه اقدام شود، باز است. این مربوط به انتخاب و تصمیم و اراده هر شخص است. چه در سطح نخبه گان و چه در سطح کسانی که از زندگی در بیرون تجربه آموخته اند، مهارت آموخته اند، حرفه آموخته اند، کار در افغانستان برایشان میسر است. حالا حرفه ورانی که از ایران و یا از یک جای دیگر برگشته اند، نه تنها بیکار نیستند که برایشان در عرصه های مختلف ساخت و ساز نوبت نمیرسد.

ما همینطور که همت کردیم کشور خود را از یک اشغال بزرگ نجات دادیم، حالا زمان آن است که این همت را بکنیم و به جوانان خود و به خرد و کلان خود انگیزه بدهیم که کشور خود را امن و امان بسازند. ما هنوز هم قربانی میدهیم، امتداد وضعیت بجا مانده از اشغال و تجاوز است.

 متأسفانه بیش از دو دهه است که از افراط گرایی و تروریسم به حیث ابزار از سوی برخی از کشورها استفاده میشود، برای تحقق اهداف و اطماع سیاسی که غالبا خیالی است وکار به جایی نمیبرد، ولی درد و رنج مردم افغانستان را طولانی تر میسازد.

ما امروز در مرحله ساخت و ساز هستیم و کشور خود را بازسازی داریم؛  از جمله نهادها و ادارات دولتی را.              شما میدانید که اگر یک ساختمان فرو بپاشد و بخواهیم دوباره آن را بسازیم کاری ساده و آسان خواهد بود، ولی اگر دولت و مؤسسات آن از هم بپاشد، بازسازی آن کار ساده ای نیست، کار دشوار است، بسیار بسیار زمان گیر است و احیانا یک نسل و دو نسلی را به کار دارد. در افغانستان چنین وضعیتی پیش آمده است. ما نیاز به زمان داریم که تا خرابه های جنگ را دوباره بسازیم.

همانطور که خدمت شما گفتم، مردم افغانستان فقط قربانی داده اند و همسایگان ما و دیگر کشورها در سطح منطقه و دنیا از این قربانیها بهره برده اند ولی مردم افغانستان تا امروزه روز متاسفأنه از آسیب آن سلامت نیافته اند. به ما فرصت نمیدهند تا آن خرابه ها را آباد کنیم.

با یک عالم تلاش، با کمک  این دوست و آن دوست از دور و نزدیک دنیا، چیزی را آباد میکنیم، فردا روز انتحاری و انفجاری آمده از بیرون مرزها آن را ویران میکند.به ما فرصت نمیدهند که میهن خود را آباد بکنیم تا زمینه بازگشت مردم ما فراهم شود.

همانگونه که دیروز مردم افغانستان در مقابله با اتحاد شوروی و خطر بزرگی که نسبت به همسایگان افغانستان تمثیل میکرد، ایستادگی کردند و اشغالگران را درهم شکستند، امروزه هم مردم افغانستان در خط مقدم جنگ با افراط گرایی و مبارزه با تروریزم قرار دارند. افراط گرایی و تروریزمی که تمییز این و آن را نمیکند و بسیار بسیار بی رحم است. چند صد برابر ارتش شوروی بی رحم است، بالای هیچ چیز و هیچ کس رحم نمیکند، نه بر خردو نه بر بزرگ، نه بر پیر و نه بر جوان، نه بر مسجد و نه بر مدرسه، نه بر بیمارستان و نه بر مجسمه بودا و نه بر هیچ چیز دیگر.

مردم افغانستان ده سال علیه شوروی جهاد کردند، آیا به یاد دارید که کدام مجاهد خود را علیه کدام دستگاه یا پایگاهی انتحار کرده باشد؟ آیا به یاد دارید که کدام غیرنظامی روسی را حتی گروگان گرفته باشند چه رسد به غیر نظامی افغانی. حتی اسرای روس که در چنگال مجاهدین ما افتادند، در دوران اسارت اخلاق آنها را که دیدند، مسلمان شدند.

ما به یاد داریم نمونه هایی را که مادر و پدر اسیر آمده اند که بچه اسیر شده خود را ببرند که حالا اسیر نیست و با مجاهدین یک جا شده است. هر قدر تلاش کردند، اسیر آماده نشد که با مادر و پدر خود برود، بالاخره احمد شاه مسعود بزرگ به او گفته که اگر خودت معتقد به اسلام شده ای، یکی از آموزه های دین مبین اسلام احترام گذاشتن به والدین و رعایت خاطر مادر و پدر است. برو مادر و پدرت را در آغوشت گیر و به آنان احسان و نیکی بکن و خاطرشان را بدست آر و همراهشان برو. اینگونه بود اخلاق مجاهدین ما. من که هیچ وقت نشنیدم که مسجدی را انفجار داده باشند، یا محفل عزایی را یا محفل شادمانی یی را منفجر ساخته باشند. این همه چیزهایی است که با اخلاق مردم افغانستان و اعتقادات مردم افغانستان که انتحار را حرام میدانند بیگانه است ولی متأسفانه از بیرون بالای افغانستان تحمیل شده است.

امروز هم مردم افغانستان قربانی میدهند در برابر این تهدید بزرگ. اگر خدای نخواسته همین امروز مردم افغانستان در مقابل افراط گرایی و تروریزم کوتاه بیایند و صحنه را ترک کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ما میدانیم کسانی که در پشت سر این تروریستان قرار دارند، اهداف اساسی آنان بیشتر ماورای افغانستان است نه خود افغانستان؛ ولی افغانستان استوار در صف مقدم مقاومت میکند، با تروریزم میجنگد، قربانی میدهد و در نتیجه مردم منطقه احساس آرامش میکنند. همانگونه که در زمان حمله شوروی اگر ما جهاد نمیکردیم، در نتیجه هجرت نمیکردیم و اگر هجرت نمیکردیم، نه خانه ما ویران میشد و نه قریه ما و نه نیاز به مهاجرت میداشتیم. شاید آسیب های فرهنگی، دینی و دیگر و دیگری می دیدیم ولی کشور ما ویران نمیشد و محتاج کشورهای دیگر نمیشدیم، ولی خدای نخواسته همان ویرانی ها که دامنگیر افغانستان شد، دنبال دور و بر افغانستان می رفت.  فعلا هم همین وضعیت است. هنوز قصه خاتمه نیافته است و امروزه جای شوروی را افراط گرایی و تروریزم گرفته است.

ببینید که امروز در کشورهای منطقه تعصبات مذهبی و فرقه ای و به نام این و آن بیداد می کند،  خونهای پاک بیگناهان ریخته میشود.

افغانستان نزدیک به چهار دهه است که در جنگ و مصیبت است. فتنه انگیزان و ستمگران توانستند انواع آفتها و مصیبتها را به کشور ما صادر کنند؛ ولی خوشبختانه، با تمام تلاشی که داشته اند نتوانسته اند این منازعات مذهبی و فرقه ای را به افغانستان بکشانند، در حالی که متأسفانه در همسایگی ما و در کشورهای دیگری، این مسئله بیداد میکند.

امروزه اگر شما به افغانستان بروید در می یابید که یک جا مسجد جعفری قرار دارد، در پهلویش جماعت خانه اسماعیلیه قرار دارد و در چند متری اش مسجد اهل سنت قرار دارد. هیچ  کس در قبال هیچ کسی و هیچ مذهبی احساس بیگانگی و خصومت نمیکند. این یک نعمت خداوندی است که مردم افغانستان بایست شکر آن را بجا آورند وبرای تعمیق و تقویت آن بکوشند.

شرایطی که طی چهار دهه اخیر بالای افغانستان تحمیل شد، اگر بر برخی کشورهای دیگر می آمد، شاید دیگر به عنوان یک کشور در نقشه جغرافیای سیاسی وجود نمیداشتند، ولی خوشبختانه با وجود تمام این مصیبتها، ما کشور خود را حفظ کردیم و هنوز رو به جلو هم هستیم.

 از جمله پیشرفتها و دستاوردهایی که در 12 سال اخیر در افغانستان حاصل شده، قبلا آقای حجت الاسلام ابراهیمی از قانون اساسی افغانستان یاد کردند، قانون اساسی یی که حق همه کس را به رسمیت شناخته است؛ چه در کاندید شدن برای احراز مناصب از عالیترین منصب گرفته تا پایین آن و چه هم برای رأی دادن؛ بدون هیچ تبعیض و فقط و فقط با این شرط  که شهروند افغانستان باشد.

حالا هم انتخابات ریاست جمهوری را پیش رو داریم و هر کدام از شما میتوانید بروید و شخص مورد نظر خود را انتخاب کنید. ما کوشش کردیم که انتخابات در ایران هم برگزار شود ولی متأسفانه موفق نشدیم. ولی کسانی که پاسپورت دارند و فرصت رفت و برگشت دارند میتوانند به افغانستان بروند و لااقل در انتخابات ریاست جمهوری که یک حوزه است، اشتراک ورزند.  این نعمت را ما داریم که همسایه هستیم و به آسانی میتوانید به کشور خود بروید. تا هرات هم که بروید به هر صندوقی خود را برسانید، میتوانید رأی خود را بریزید و برگردید.

صحبت را به درازا نکشانم. یک بار دیگر از کشور برادر جمهوری اسلامی ایران و از فرد فرد این ملت برادر، از ارگانها و وزارتخانه های مختلف جمهوری اسلامی ایران، از وزارت کشور، به خصوص از اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی، از وزارت آموزش و پرورش، از وزارت علوم با آن دید بلند و عالی و انسانی و برادری ای که دارند،  از نیروی انتظامی، از وزارت بهداشت، و به ویژه از مقام معظم رهبری دام ظله العالی از صمیم قلب متشکرم که این دستور اسلامی را صادر کرده اند که بچه های مهاجرین افغان بدون توجه به این که مجوز اقامت دارند یا ندارند در مدارس دولتی پذیرفته شوند.

 از حوصله و صبر شما حضار گرامی هم که به سخنان بنده گوش دادید، سپاسگزار میباشم.

پایان

دفعات مطالعه 3335 مورد
امتياز اين آيتم
(3 راي)
منتشرشده در سفارت
عنوان برچسب‌ها

نظرتان را بنويسيد

کامل‌کردن فيلدهاي علامت‌دار شده با (*) ضروري است. کد HTML قابل پذيرش نيست.

  • افغانستان
  • قوانین افغانستان

سؤالات متداول

برای دریافت پاسپورت چه مدارکی لازم است؟

تمامی اتباع افغانستان مطابق قوانین ملی از جمله قانون پاسپورت مستحق دریافت پاسپورت برای مسافرت به

ادامه...

پروسه ثبت شرکتهای خارجی در افغانستان چگونه است؟

اتباع کشورهای خارجی که علاقمند به سرمایه گذاری و ثبت شرکت خدماتی و یا تجارتی و یا هم باز نمودن

ادامه...

چگونه می توان نکاحنامه دریافت کرد؟

مدارک مورد نیاز جهت صدور نکاح خط:

 

ادامه...

چرا به سوالات طرح شده پاسخ داده نمیشود؟

آن دسته از بازدیدکنندگان سایت که تمایل دارند پاسخ سوالاتشان را دریافت نمایند میتوانند به قسمت تماس

ادامه...

روال تأیید اسناد و مدارک تحصیلی چگونه است؟

مدارک و  اسناد تحصیلی که ممهور به مهر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان و یا جمهوری اسلامی

ادامه...

برای دریافت ویزه افغانستان چه باید کرد؟

متقاضیان ویزه جمهوری اسلامی افغانستان میتوانند جهت دریافت فورم و طی مراحل درخواست ویزه از شنبه الی

ادامه...

آیا مهاجرین افغان بیمه میشوند؟

حاضرین در سایت

ما 72 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

نشانی

تهران - عباس آباد - خ پاکستان - نبش کوچه چهار پلاک 2    

 تلفن : 88737050 - 5040 8873             فکس: 88735600                  ایمیل: info(at)afghanembassy.ir

 

لینکهای مرتبط با ما